حكيم ابوالقاسم فردوسى

98

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

گيتى همچون آن گاو نديده و نه از سالخوردگان شنيده بود . ضحاك نيز از ديگر سوى ، در همين جستجوى بود . پدر فريدون كه او را آبتين « 1 » نام بود ، و ضحاك نشانيهاى او را به همه جا داده بود ، به گاه گريز ، « 2 » به نگاهبانان و دژخيمان ضحاك

--> ( 1 ) - آبتين btin ر . ك . « مقدمهء قديم شاهنامه » ، بيست مقاله ، ج 2 ، ص 79 - 78 دساتير ، ص 111 . در اوستا به صورت اثوىَّ Aviyya و در سانسكريت آپتيا ptiy آمده است . ر . ك . پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 191 صفا ، حماسه‌سرايى ، ص 465 331 Justi , Iranisches , Namenbuch , P . و اسفيان ( اثفيان ) نيز همان است . ر . ك . بندهش ، ص 150 - 149 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 140 - 139 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 32 و 20 بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 258 و 137 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 150 - 149 گرديزى ، زين الأخبار ، ص 36 . با توجه به ريشه اين اسم ، به كار بردن واژه آبتين btin خطا است و بجاى آن بايد آتبين tbin ( آدوين dvin ) گفت . ر . ك . بهار و ادب فارسى ، ج 2 ، ص 221 رساله شهرهاى ايران ، بند 50 در متون پهلوى ، ص 68 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 83 رساله ائوگمدئچا در خرده اوستا ، ص 177 . نام اثفيان توسط مسعودى به صورت اثقابان ضبط شده است . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 219 جوزجانى نيز آن را القيان آورده است . طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 137 صاحب مجمل التواريخ و القصص نيز آن را اتفيال آورده است . ص 27 . لقب اين آتبين يا اثفيان را « پرگاو » ذكر كرده‌اند . نسب او به هشت واسطه به جمشيد مىرسد و همه افرادى كه در اين نسب‌نامه ذكر شده‌اند نام اثفيان بر خود دارند و القابى چون سرخ گاو ، زردگاو ، سياه‌گاو و نظاير آن . ر . ك . بندهش ، ص 150 - 149 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 153 بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 137 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 83 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 137 . وجود نام گاو در القاب تمامى اين افراد و اين كه فريدون آنگاه كه قيام مىكند ، گرز گاوسار دارد ، مىتواند نشانگر اين باشد كه اين خاندان تماماً از گله‌داران بزرگ بوده‌اند . مؤيد اين گفتار ، روايتى از بيرونى است كه در مناسبت روز 16 دى ماه يا روز درامزينان و كاكثل مىنويسد : « چون فريدون [ در اين روز ] ، ضحاك بيوراسب را از ميان برد ، گاوهاى اثفيان را كه ضحاك در موقعى كه او را محاصره كرده بود نمىگذاشت اثفيان به آنها دسترسى داشته باشد ، رها كرد و به خانه او برگردانيد . » آثار الباقيه ، ص 258 . نيز گفته‌اند در روزگار ضحاك هيچكس نمىتوانست اسم پدر بر خود معين كند ، همه را به گاو باز مىخواندند . جوزجانى ، همان ، ص 137 . طبرى مىنويسد از آن رو تمام افراد نسب‌نامه فريدون تا جمشيد ، نام اثفيان بر خود دارند زيرا از مدتها قبل روايت شده بود كه يكى از اين خاندان بر ضحاك چيره مىشود و انتقام جمشيد را مىگيرد ، پس اينان از بيم ضحاك ، همگى نام اثفيان بر خود مىنهادند . تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 153 . ابن بلخى در اين باره مىنويسد : « نسب او از بهر آن هر كس درست نداند كى بعد از جمشيد ، فرزندان او بگريختند و در ميان شبانان گاو و گوسفند مىبودند مدت هزار سال كى پادشاهى ضحاك را بود . » فارسنامه ، ص 11 . ( 2 ) - اين گريز آتبين از آن روى بود كه همچنانكه پيشتر ديده شد ، اخترشناسان ، ضحاك را آگاه ساختند كه فريدون روزى بر او خواهد شوريد و نشانيهاى او را هم بدادند . در جستجوى آن نشانه‌ها ، آتبين و فرزندش را يافتند اما همچنانكه بعد گفته خواهد شد ، فرانك و فريدون فرار مىكنند و آتبين نيز از سوى ديگر آواره مىگردد تا اين كه به نگاهبانان شاهى برمىخورد و ايشان وى را گرفته ، ضحاك به نزد مىبرند . پس از اين كه آتبين بدست ضحاك كشته مىشود ، مغز او را به ماران ضحاك مىدهند . ثعالبى در اين باره روايت ديگرى ذكر مىكند . وى زمان دستگيرى آتبين را ديرتر از حكيم فردوسى مطرح مىكند و معتقد است كه اين فرانك مادر فريدون نبود كه او را به نزد گاو پر مايه برد بلكه اين پدر فريدون بود و پس از اين كار ، ضحاك كه نشانيهاى او را بيافته بود ، آتبين را به نزد خود خواند و فرزند را از او درخواست . اما آتبين از سپردن پسر سر باز زد و ضحاك فرمان داد كه آتبين و آن گاو را بكشند و خانه آتبين را ويران كنند . تاريخ غررالسير ، ص 54 .